امروز : چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ می باشد.

آموزش رایانه و موبایل

sms های عاشقانه و غمگین گریه سری 3

sms های عاشقانه و غمگین گریه سری 3

برای این پست از سایت تفریحی اچ فان ما چند پیامک عاشقانه جدید را قرار داده ایم که مطمئنا برای شما کاربران عزیز پر کاربرد می باشد.امیدواریم از خواندن این نوشته ها لذت ببرید.شما را به دیدن ادامه دعوت میکنیم.

sms های عاشقانه و غمگین گریه سری ۳

گر بدانی حال من، گریان شوی بی اختیار / ای که منع گریه ی بی اختیارم میکنی.

هر وقت گریه میکنم سبک میشوم،درعجبم چه وزنی دارد این چند قطره اشک.

مینویسم با چشم خیسم خاطراتمونو دونه دونه
شاید یه روزی اونارو خوندی
شاید فهمیدی چی کشیده این عاشق دیوونه!
گریه کردم تا بمونی نشد احساسمو بدونی.

تو که اهسته میخوانی قنونت گریه هایت را!
میان ربنای دستانت دعایم کن.

تا حالا به دوتا چشمات توجه کردی؟
با هم میخوابن
با هم بیدار میشن
با هم میخندن!
با هم گریه میکنن ولی هیچ وقت هم دیگه رو نمی بینن
اینو میگن دوست داشتن!
دوستت دارم حتی اگه نبینمـت.

من هم در تردیدم
من در این عرصه آغشته به بغض
لب خندان دیدم
چشم گریان دیدم!
گریه کردم اما
بارها خندیدم
رمز بیداری را!
پشت بی خوابی این ثانیه ها فهمیدم
تو به آمار زمین مشکوکی
من به دل های زمین مشکوکم .

کاش میشد بچگی را زنده کرد،کودکی شد کودکانه گریه کرد!
شعر قهر قهر تا قیامت را سرود ،ان قیامت ک دمی بیش نبود
فاصله با کودکی با ما چه کرد،کاش میشد بچه گانه خنده کرد!
کاش میشد همچو اواز خوش یک دوره گرد،زندگی را بار دیگر دوره کرد.

.

مبادا شوخی شوخی وارد دل کسی شوی ک او جدی جدی تورا ب قلبش دعوت کرده باشد یادت باشد، هرگز باعث گریه کسی نشی چون خدا اشکهای اونو میشماره و ب وقتش باهات حساب میکنه.

هوای گریه دارم!
امشب دلم گرفته
اینقدر حق حق زدم!
ببین صدام گرفته.

ایـنجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند؛!
گوسفند نمی درند!
به نی چوپان دل می سپارند و گریه میکنند.

سلامتیه فهم و شعور اون بچه ای ک!
وقتی بارون میومد
!سرشو بالا کرد و گفت : خدایا دنیاییه ک خودت ساختی
گریه چرا ؟؟؟ .

دست خودم نیست
هنوز آنقدر بزرگ نشده ام؛
که ندیدنت را، بتوانم، گریه نکنم.

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست
غنچه آنروز ندانست که این گریه زچیست
باغبان آمدو گلها را چید
باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل؟!
گفت پژمردگی اش را نتوانم نگریست
گریه ی باغ از آن بود که او میدانست!
غنچه گرگل بشود هستی او گردد نیست
رسم تقدیر چنین است.

منبع: واکنش

ارسال نظرات

پاسخی بگذارید

آخرین مطالب

محصولات فروشگاه