امروز : دوشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۲۰ می باشد.

آموزش رایانه و موبایل

برخی احکام وقف

برخی احکام وقف

برخی احکام وقف

ممکن است افرادی چیزی را برای منفعت رساندن عمومی به صورت دائم هدیه کنند مثلا برخی قرآن و یا مهری را برای مسجدی هدیه می کنند تا دیگران نیز از آن استفاده کنند که بسیاری این عمل را وقف می خوانند البته برای وقف کردن شرایطی لازم است. در اسلام در مورد وقف هم احکامی وجود دارد در اینجا می توانید به بررسی برخی از احکام وقف بپردازید(این پست بیشتر جهت آگاهی می باشد و بهتر است برای مسائل شرعی خود به رساله مرجع تقلید خود مراجعه کنید).

اچ فان :س ۲۰۳۶: عدّه‏اى از افراد بدون اجازه متولّى خاص، اقدام به تخریب کتابخانه واقع بین اتاق مدرسه مسجد جامع و آشپزخانه حسینیه که متصل به مسجد است نموده‏اند و آن را جزء مسجد کرده‏اند، آیا این کار آنان صحیح است؟ و آیا نماز خواندن در آن مکان جایز است؟

ج: اگر ثابت شود که زمین کتابخانه، فقط براى کتابخانه وقف شده است، کسى حق تغییر و تبدیل آن به مسجد را ندارد و نماز خواندن در آن جایز نیست و هر کسى که ساختمان آن را خراب کرده، واجب است آن را به حالت اولیه اش برگرداند، ولى اگر وقف آن براى خصوص کتابخانه ثابت نشود، نماز خواندن در آن اشکال ندارد.

س ۲۰۳۷: آیا جایز است مکانى براى مدّت موقتى مثلاً ده سال به عنوان مسجد وقف شود و بعد از انقضاى این مدّت دوباره به ملکیّت واقف یا ورثه او برگردد؟

ج: این کار به عنوان وقف موقت صحیح نیست و عنوان مسجدیت هم با آن محقق نمى‏شود، ولى حبس آن مکان براى نمازگزاران به مدّت معیّن اشکال ندارد.

س ۲۰۳۸: زمین موقوفه‌اى در کنار قبرستانى که براى دفن اموات اهالى کافى نیست، وجود دارد و موقعیت آن براى تبدیل به قبرستان مناسب است، آیا تبدیل آن به قبرستان جایز است؟

ج: تبدیل زمینى که براى جهتى غیر از دفن اموات وقف شده، به قبرستان به‌طور رایگان جایز نیست، ولى اگر وقف آن از قبیل وقف منفعت باشد، متولّى شرعى آن مى‏تواند در صورتى که به مصلحت و نفع وقف بداند آن را براى دفن اموات اجاره دهد.

س ۲۰۳۹: بعضى از زمین‌هاى وقفى در مسیر طرحهاى توسعه و احداث خیابانها و پارکهاى ملّى و ساختمان هاى دولتى قرار مى‏گیرند و بدون اجازه متولّى شرعى و بدون پرداخت اجاره و پول آنها، توسط بعضى از مؤسسات و اداره‏هاى دولتى مصادره مى‏شوند، آیا انجام این کار براى آنان جایز است؟ آیا کسى که در این زمین‌هاى موقوفه تصرّف مى‏کند باید عوض یا قیمت آنها را بپردازد؟ و آیا باید اجرت المثل تصرّفاتش را از هنگام تصرّف بپردازد؟ و آیا در پرداخت قیمت موقوفه و یا دادن عین دیگرى به جاى آن توسط مؤسسات و ادارات، اذن گرفتن از حاکم شرع واجب است یا این که جایز است اداره اوقاف یا متولّى وقف با رعایت مصلحت و نفع وقف با آنان در مورد عوض یا قیمت آن توافق نماید؟

ج: جایز نیست کسى بدون اذن و اجازه متولّى شرعى در وقف تصرّف کند، همانگونه که اگر وقف از قبیل وقف منفعت باشد، تصرّف در آن هم فقط بعد از اجاره کردن آن از متولّى جایز است همچنین فروش و تبدیل وقفى که قابلیت انتفاع در جهت وقف را دارد، جایز نیست و اگر شخصى آن را تلف کند ضامن آن است و اگر بدون اجازه متولّى شرعى، در آن تصرّف نماید، ضامن اجرت‏المثل آن است و باید آن را به متولّى شرعى وقف بپردازد تا در جهت وقف مصرف نماید و در این رابطه فرقى بین اشخاص و مؤسسات و اداره‏هاى دولتى نیست و جایز است متولّى وقف، بدون مراجعه به حاکم با متصرّف یا تلف‏کننده با رعایت مصلحت وقف، در مورد اجرت یا عوض آن توافق نماید.

س ۲۰۴۰: زمین موقوفه‏اى وجود دارد که داراى راهى است که فقط براى عبور چارپایان مناسب است و در حال حاضر به سبب ساخت و ساز خانه در کنار آن باید راه مزبور توسعه پیدا کند، آیا توسعه آن از دو طرف به‌طورى که به مقدار مساوى از زمین وقفى و املاک شخصى را در بر بگیرد جایز است؟ و بر فرض عدم جواز، آیا جایز است براى توسعه راه، آن مقدار از زمین وقفى از متولّى آن اجاره شود؟

ج: تغییر وقف به محل عبور و جاده جایز نیست، مگر آنکه ضرورت الزام‏آورى آن را اقتضا کند و یا خود موقوفه براى انتفاع از آن نیاز به آن راه داشته باشد، ولى اجاره زمینى که وقف منفعت است براى توسعه راه عبور و مرور با رعایت مصلحت وقف اشکال ندارد.

س ۲۰۴۱: زمینى بیست سال پیش وقف اهالى منطقه‏اى شده تا اموات خود را در آن دفن کنند و واقف تولیت آن را براى خودش و سپس براى یکى از علماى شهر که در وقفنامه ذکر کرده قرار داده و کیفیت انتخاب متولّى بعد از عالم مزبور را هم معیّن نموده است، آیا متولّى کنونى حق تغییر وقف یا تغییر بعضى از شرایط آن و یا اضافه کردن شرایط دیگر به آن را دارد؟ و اگر این تغییر بر جهتى که زمین براى آن وقف شده تأثیر بگذارد، مثل اینکه آن را ایستگاه ماشین نماید، آیا موضوع وقف به حال خود باقى مى‏ماند؟

ج: با این فرض که وقف از نظر شرعى با تحقق قبض، محقق و نافذ شده است، دیگر تغییر و تبدیل آن و همچنین تغییر بعضى از شرایط و یا اضافه کردن شرایط جدید به آن توسط واقف یا متولّى جایز نیست و با تغییر وقف از حالت قبلى‏اش، وقفیّت آن زایل نمى‏شود.

س ۲۰۴۲: فردى مغازه خود را براى ایجاد صندوق قرض‏الحسنه وابسته به مسجد وقف کرده و از دنیا رفته است و چندین سال است که آن مکان بسته مانده و در حال حاضر در معرض خرابى است، آیا استفاده از آن براى کارهاى دیگر جایز است؟

ج: اگر وقف مغازه براى ایجاد صندوق قرض‏الحسنه در آن، محقق شده باشد، و فعلاً نیازى به ایجاد صندوق قرض‏الحسنه در آن مسجد نباشد، استفاده از آن براى صندوقهاى قرض‏الحسنه‏اى که وابسته به مساجد دیگر باشد، اشکال ندارد و اگر این هم ممکن نباشد استفاده از آن در هر کار خیرى جایز است.

س ۲۰۴۳: شخصى قطعه زمینى را با سهم آب آن براى خواندن تعزیه امام حسین(علیه‌السلام) که در یکى از شبهاى محرم یا صفر و در شب شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) در مسجد «الحّى» برگزار مى‏شود، وقف نموده است و بعداً به یکى از ورثه‏اش وصیّت کرده که آن زمین را در اختیار وزارت بهداشت قرار بدهد تا بیمارستانى در آن ساخته شود، این کار چه حکمى دارد؟

ج: تغییر و تبدیل وقف از وقف منفعت به وقف انتفاع، جایز نیست، ولى اجاره دادن آن براى ساخت بیمارستان و مصرف اجاره آن در جهت وقف، به شرطى که به مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد.

س ۲۰۴۴: آیا مى‏توان در زمین‌هاى وقفى مصلّى یا حسینیه ساخت؟

ج: زمین‌هاى وقفى، قابل وقف مجدّد به عنوان مسجد یا حسینیه و غیره نیستند و واگذارى آنها به‌طور مجانى براى ساخت مصلّى‏ یا یکى از مؤسسات عمومى مورد نیاز مردم براى هیچکس جایز نیست، ولى اجاره دادن آنها توسط متولّى شرعى براى ساختن مصلّى‏ یا مدرسه یا حسینیه در آنها اشکال ندارد و مبلغ اجاره زمین‌هاى مزبور باید در جهاتى که براى وقف معیّن شده است، مصرف شود.

س ۲۰۴۵: معناى وقف عام و وقف خاص چیست؟ عدّه‏اى مى‏گویند: تغییر وقف خاص برخلاف قصد واقف و تبدیل آن به ملک خاص جایز است، آیا این سخن صحیح است؟

ج: عموم و خصوص در وقف با ملاحظه موقوف علیه است، بنا بر این وقف خاص، وقف بر شخص یا اشخاص معیّن است مانند وقف بر اولاد و یا وقف بر زید و فرزندان او و وقف عام وقف بر جهات و مصالح عمومى مانند مساجد و مکان‌هاى استراحت و مدارس و امور مشابه دیگر و یا وقف بر عناوین کلى مثل فقرا و ایتام و بیماران و کسانى که در راه مانده‏اند و مانند آن است و این اقسام سه گانه تفاوتى از جهت اصل وقف ندارند، هرچند از حیث احکام و آثار تفاوت دارند، مثلاً در وقف بر جهات و مصالح عمومى و همچنین در وقف بر عناوین عمومى قبول کسى شرط نیست و همچنین وجود مصداق موقوف علیهم در خارج هنگام اجراى صیغه وقف هم شرط نیست در حالى که در وقف خاص این امور شرط هستند و همچنین در وقف بر جهات و مصالح عمومى که به‌صورت وقف انتفاع هستند از قبیل مساجد و مدارس و قبرستان‏ها و پل‏ها و مانند آنها، وقف به هیچ وجه قابل فروش نیست حتّى اگر خراب شود، بر خلاف وقف خاص و وقف بر عناوین کلّى به‌صورت وقف منفعت که فروش و تبدیل آنها در بعضى از حالتهاى استثنایى جایز است.

س ۲۰۴۶: یک نسخه خطى قرآن مربوط به سنه ۱۲۶۳ هـ ش وقف یک مسجد شده و در حال حاضر در معرضِ از بین رفتن است. آیا جلد کردن و نگهدارى این اثر مقدس و ارزشمند نیاز به اجازه شرعى دارد؟

ج: اقدام به جلد کردن و اصلاح جلد و ورق‏هاى قرآن مجید و نگهدارى آن در همان مسجد، احتیاج به اجازه خاصّى از طرف حاکم شرع ندارد.

س ۲۰۴۷: آیا غصب وقف و تصرّف در آن در غیر جهت وقف موجب ضمان اجرت‏المثل است؟ و آیا تلف کردن وقف مثل اینکه ساختمان آن تخریب گردد و یا زمین موقوفه تبدیل به خیابان شود، موجب ضمان مثل یا قیمت آن مى‏گردد؟

ج: در وقف خاص مانند وقف بر اولاد و همچنین در وقف عامّى که به‌صورت وقف منفعت است، غصب و تصرّف در غیر جهت وقف یا بدون اذن موقوف علیهم در اوّلى و بدون اذن متولّى شرعى در دوّمى، موجب ضمان عین و منفعت است و ردّ عوض منافع استیفا شده و استیفا نشده هم واجب است و همچنین ردّ عین در صورتى که موجود باشد و ردّ عوض آن در صورتى که در دست او یا بر اثر فعل او تلف شده باشد واجب است و عوض منافع باید در جهت وقف و عوض عین موقوفه در بدل وقفى که تلف شده مصرف شود و در وقف عامى که بصورت وقف انتفاع است مثل مساجد و مدارس و کاروانسراها و پلها و مقبره‏ها و مانند آنها که وقف بر جهات یا عناوین عمومى هستند تا موقوف علیهم از آنها انتفاع ببرند
در صورتى که توسط غاصب غصب شوند و آنها را در جهتى غیر از منافعى که براى آنها وقف شده‏اند بکار ببرد باید اجرت المثل تصرّفاتش در چیزهایى از قبیل مدارس و کاروانسراها و حمامها را بپردازد بر خلاف مساجد و مقبره‏ها و زیارتگاهها و پلها که ضامن اجرت‏المثل تصرّفاتش در آنها نیست و اگر عین این موقوفات را تلف کند باید عوض مثلى یا قیمى آنها را بدهند که آن هم در بدل وقف تلف شده مصرف مى‏شود.

س ۲۰۴۸: شخصى ملک خود را براى برپایى مجالس عزادارى سیدالشهداء(علیه‌السلام) در روستا وقف کرده است، ولى در حال حاضر متولّى وقف، توانایى اقامه عزا در روستاى مذکور در وقفنامه را ندارد، آیا جایز است در شهرى که در آن اقامت دارد مجالس عزادارى برگزار کند؟

ج: اگر وقف، مخصوص اقامه مجالس عزادارى در همان روستا باشد، تا زمانى که عمل به وقف هرچند با گرفتن وکیل براى آن، درهمان روستا ممکن باشد، حق ندارد آن مجالس را به جاى دیگر انتقال دهد بلکه واجب است فردى را نایب بگیرد تا در آن روستا مجالس عزادارى برپا کند.

س ۲۰۴۹: آیا جایز است همسایگان مسجد از برق آن براى جوشکارى آهن ساختمان‌هاى خود استفاده کنند و پول مصرف برق و حتّى بیشتر از آن را به مسئولین اداره امور مسجد بپردازند؟ و آیا جایز است مسئولین مسجد، اجازه استفاده از برق آن را بدهند؟

ج: استفاده از برق مسجد براى کارهاى شخصى جایز نیست و مسئولین مسجد هم جایز نیست چنین اجازه‏اى را بدهند.

س ۲۰۵۰: چشمه آب موقوفه‏اى وجود دارد که در طول سالهاى متمادى مورد استفاده مردم بوده است، آیا لوله کشى از آن به مکان‌هاى متعدّد و یا به منازل شخصى جایز است؟

ج: اگر کشیدن لوله از آن، تغییر وقف و یا انتفاع درغیر جهت وقف نباشد و مانع استفاده بقیّه‌ى موقوف علیهم از آب آن نشود، اشکال ندارد و الا جایز نیست.

س ۲۰۵۱: زمینى براى تعزیه خوانى و طلاب علوم دینى وقف شده است، این زمین در کنار راه اصلى روستا قرار دارد، در حال حاضر بعضى از اهالى روستا قصد دارند راه دیگرى را در آن بسازند که در طرف دیگر زمین مزبور واقع مى‏شود، اگر فرض کنیم که کشیدن این راه در افزایش قیمت زمین مؤثر باشد، آیا انجام این کارجایز است؟

ج: مجرّد افزایش قیمت زمین موقوفه بر اثر کشیدن جاده در قسمتى از آن، مجوّز شرعى تصرّف در زمین وقفى یا تبدیل آن به راه نیست.

س ۲۰۵۲: در نزدیکى یک مسجد خانه‏اى وجود دارد که صاحبش آن را براى سکونت امام جماعت مسجد وقف کرده است، ولى در حال حاضر به علت کثرت عائله و مراجعه کنندگان و دلائل دیگر مناسب سکونت او نیست و خود امام جماعت هم منزلى دارد که در آن زندگى مى‏کند و احتیاج به تعمیرات دارد و براى ساخت آن مقدارى وام گرفته است، آیا جایز است خانه موقوفه را اجاره دهد و پول اجاره آن را براى پرداخت بدهى‏هاى خانه‏اى که در آن ساکن است و انجام تعمیرات آن، مصرف نماید؟

ج: اگر خانه به‌صورت وقف انتفاع، براى سکونت امام جماعت مسجد وقف شده باشد، شرعاً او حق اجاره دادن آن را ندارد هرچند به قصد استفاده از اجاره آن براى پرداخت دیون و تعمیر منزل مسکونى‏اش باشد و اگر آن خانه به خاطر کوچکى، نیاز او را براى سکونت خانواده‏اش و آمدن مهمان و پاسخگویى به مراجعه‏کنندگان برطرف نمى‏کند، مى‏تواند از آن در بعضى از ساعات روز یا شب مثلاً براى پاسخگویى به مراجعه کنندگان استفاده کند و یا آنکه خانه مزبور را به امام جماعت دیگرى بدهد تا در آن سکونت کند.

س ۲۰۵۳: ساختمان کاروانسرایى که براى استراحت کاروانها اجاره داده مى‏شود، وقف است و تولیت آن با امام راتب فعلى مسجدى است که در مقابل آن مکان قرار دارد و به علت اینکه مسأله به‌طور دقیق نزد مراجع بیان نشده، ساختمان کاروانسرا خراب شده و بجاى آن حسینیه‏اى ساخته شده است، آیا منافع این مکان به همان صورت قبل از تغییر باقى مى‏ماند؟

ج: تبدیل کاروانسرایى‏که وقف منفعت است به حسینیّه که وقف انتفاع است، جایز نیست، بلکه ساختمان کاروانسرا باید به همان صورت قبلى خود برگشت داده شود تا به کاروانها و مسافران اجاره داده شود و درآمد اجاره آن در همان جهتى که واقف تعیین کرده به مصرف برسد، ولى اگر متولّى شرعى تشخیص دهد که مصلحت کوتاه مدّت و دراز مدّت وقف اقتضا
مى‏کند که آن مکان به همین صورت فعلى براى برپایى شعائر دینى اجاره داده شود و اجاره آن در جهت وقف به مصرف برسد، جایز است این کار را انجام دهد.

س ۲۰۵۴: آیا فروش سرقفلى مغازه‏اى که در زمین صحن مسجد ساخته شده جایز است؟

ج: در صورتى که ایجاد مغازه در صحن مسجد، شرعاً، مجاز بوده فروش سرقفلى آن با رعایت مصلحت و نفع وقف، بااذن متولّى شرعى مانعى ندارد و در غیر این صورت واجب است ساختمان مغازه خراب شود و زمین آن به همان صورت اوّل به حیاط مسجد اضافه شود.

س ۲۰۵۵: گاهى بعضى از مؤسسات دولتى و غیر دولتى به سبب مسائل فنى و طراحى از قبیل ساختن سدها و نیروگاههاى برق و پارکهاى عمومى و مانند آن، مجبور به تصرّف در زمین‌هاى وقفى مى‏شوند، آیا مجرى این طرحها از نظر شرعى ملزم به پرداخت عوض یا اجرت وقف است؟

ج: در اوقاف خاص باید براى اجاره یا خرید وقف به موقوف علیهم مراجعه کرد و در وقف بر عناوین عمومى که به نحو وقف منفعت وقف شده‏اند تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود براى تصرّف در آن باید از متولّى شرعى آن اجاره شوند و مال‏الاجاره هم باید به او پرداخت شود تا آن را در جهت وقف مصرف کند، و اگر تصرّفات در این قبیل وقف‏ها در حکم تلف کردن عین باشد موجب ضمان است و بر متصرّف واجب است که عوض عین موقوفه را به متولّى وقف بدهد تا با آن ملک دیگرى بخرد و آن را بجاى وقف اوّل وقف نماید تا درآمدهاى آن در جهت وقف به مصرف برسد.

س ۲۰۵۶: شخصى چندین سال قبل مغازه‏اى را قبل از تکمیل ساختمان آن اجاره نمود و پول سرقفلى آن را در همان زمان پرداخت کرد و سپس با اجازه مالک، آن را با پول اجاره همان مغازه تکمیل نمود و در طول مدّت اجاره، نصف ساختمان را با سند رسمى از مالک خرید و در حال حاضر مدّعى است که ساختمان مزبور وقف است و نائب تولیت هم ادّعا مى‏کند که باید سرقفلى آن دوباره پرداخت شود، حکم این مسأله چیست؟

اگر وقف بودن زمین آن ساختمان، ثابت شود و یا مستأجر به آن اعتراف نماید، در این صورت هیچ‌یک از امتیازاتى که از مدّعى مالکیت زمین ساختمان موقوفه گرفته است اعتبارى ندارد، بلکه باید براى ادامه تصرّف در ساختمان مذکور قرارداد جدیدى با متولّى شرعى وقف منعقد نماید، و پول خود را مى‏تواند از کسى که ادّعاى مالکیّت داشته، پس بگیرد.

س ۲۰۵۷: اگر وقفى بودن زمین محرز باشد ولى جهت وقف معلوم نباشد، ساکنین و زراعت کنندگان در آن زمین چه تکلیفى دارند؟

ج: اگر زمین موقوفه، متولّى خاص داشته باشد، واجب است تصرّف‏کنندگان به او مراجعه کنند و زمین را از او اجاره نمایند و اگر متولّى خاصى نداشته باشد، ولایت بر آن با حاکم شرع است و تصرّف‏کنندگان باید به وى مراجعه نمایند و اما نسبت به مصرف درآمد وقف که متردّد بین محتملات است، اگر محتملات متصادق و غیرمتباین باشند مثل سادات و فقرا و علما و اهل فلان شهر، واجب است درآمد وقف در قدر متیقّن آنها مصرف شود، ولى اگر احتمالات، متباین و غیر متصادق باشند، در این صورت اگر محصور در امور معیّنى باشند، واجب است مصرف وقف با قرعه معیّن شود و اگر احتمال بین امور غیرمحصوره باشد، در صورتى که بین عناوین یا اشخاص غیر محصوره باشد مثل اینکه بدانیم زمین موقوفه وقف بر ذرّیه است ولى ندانیم که ذرّیه کدام شخص از اشخاص غیر محصوره مراد است، در این صورت منافع وقف در حکم مجهول المالک است و واجب است به فقرا صدقه داده شود، ولى اگر احتمال بین جهات غیر محصوره باشد مثل اینکه مردد بین وقف براى مسجد یا زیارتگاه یا پل یا کمک به زائران و مانند آن باشد، در این صورت واجب است درآمدهاى وقف به شرط عدم خروج از آن محتملات در امور خیریه مصرف شود.

س ۲۰۵۸: زمینى وجود دارد که از زمانهاى طولانى محل دفن اموات اهالى بوده و یکى از اولاد ائمه (علیهم‌السلام) نیز در آن مدفون است و قبل از سى سال پیش مکانى را براى غسل دادن اموات در آن ساخته‏اند، ولى معلوم نیست که این زمین وقف براى دفن اموات شده یا آنکه وقف براى امامزاده مدفون در آن است. همچنین نمى‏دانیم ساخت غسّالخانه در آن براى غسل اموات مشروع است یا خیر؟ بنا بر این آیا جایز است اهالى آنجا اموات خود را در آن مکان غسل بدهند؟

ج: جایز است همانند گذشته، اموات را در آن غسّالخانه، غسل داده و در آن زمین که از توابع صحن امامزاده است، دفن کنند مگر این که علم به مغایرت آن، با جهت وقف زمین، پیدا کنند.

س ۲۰۵۹: زمین هایى در منطقه ما وجود دارد که مردم، اقدام به زراعت و کاشت درخت در آنها مى‏کنند و بین اهالى مشهور است که وقف حرم یکى از امامزادگان(علیهم‏السلام) مدفون در منطقه مى‏باشند و متولّى وقف هم سادات ساکن در آنجا هستند ولى دلیلى بر وقف بودن آن زمین‌ها وجود ندارد و گفته مى‏شود که در گذشته وقفنامه‏اى وجود داشته ولى در آتش سوزى از بین رفته است و مردم در حکومت سابق براى جلوگیرى از تقسیم زمین‌ها شهادت به وقفیّت آنها داده‏اند و عدّه‏اى هم مى‏گویند که یکى از حاکمان منطقه که علاقه به سادات داشت، آن زمین‌ها را براى معاف شدن از مالیات وقف آنان‏کرد، در حال حاضر این زمین‌ها چه حکمى دارند؟

ج: براى ثبوت وقفیّت، وجود وقفنامه شرط نیست بلکه اعتراف ذوالید که وقف در تصرّف آنان است یا اعتراف ورثه ذوالید بعد از فوت او، به وقف بودن آن ملک، کافى است و همچنین احراز سابقه رفتار با آن ملک به عنوان وقف یا شهادت دو مرد عادل بر وقف بودن آن و یا شهرت وقفیّت آن به گونه‏اى که مفید علم یا اطمینان باشد هم وقف بودن را ثابت مى‏کند. در نتیجه با وجود یکى از این دلائل وقفیّت، حکم به وقف بودن مى‏شود و درغیر این صورت حکم به مالکیت متصرّف نسبت به آنچه در اختیار دارد مى‏شود.

س ۲۰۶۰: وقفنامه ملکى که مربوط به پانصد سال پیش است پیدا شده، آیا اکنون حکم به وقفیت آن ملک مى‏شود؟

ج: مجرّد سند وقف تا زمانى که موجب اطمینان به درستى مضمون آن نشود، حجت شرعى بر وقفیّت نیست، ولى اگر وقف بودن آن ملک بین مردم به‌خصوص افراد کهنسال شایع باشد، به‌طورى که مفید علم یا اطمینان به وقفیت آن شود و یا ذوالید به آن اقرار کند و یا احراز شود که در سابق با آن به عنوان وقف رفتار مى‏شده، ملک مزبور محکوم به وقفیّت است و به هر حال مرور زمان موجب خروج ملک موقوفه از وقفیّت نمى‏شود.

س ۲۰۶۱: سه سهم از آب نهر را از پدرم به ارث بردم و اکنون متوجه شده‏ام که این سه سهمى که پدرم خریدارى کرده جزء صد سهمى است که پانزده سهم آن موقوفه است و الآن مشخص نیست که این سه سهم داخل در کدامیک است، آیا جزء وقف است یا ملک فروشنده؟ تکلیف من در این رابطه چیست؟ آیا خرید این سه سهم باطل بوده و من حق مطالبه پول آنها را از فروشنده اوّل که هنوز زنده است دارم؟

ج: اگر فروشنده هنگام فروش، مالک شرعى آن مقدار از آب مشترک که فروخته است بوده و معلوم نباشد که آیا آن مقدارى را که مالک آن است فروخته یا سهم مشاع بین وقف و ملک را به فروش رسانده است، در این صورت بیع محکوم به صحّت‏ است و حکم به مالکیّت مشترى نسبت به مبیع و انتقال آن از طریق ارث به ورثه او مى‏شود.

س ۲۰۶۲: یکى از علما بخشى از دارایى خود از قبیل مزرعه و باغ را وقف خاص نمود و وقفنامه‏اى راجع به آن تنظیم کرد و در آن تصریح نمود که همه شرایط وقف را عمل کرده و صیغه شرعى وقف را هم اجرا نموده است و ده نفر از اهل علم هم آن را امضاء کرده‏اند آیا با وجود آن وقفنامه، حکم به وقفیّت این اموال مى‏شود؟

ج: اگر ثابت شود که علاوه بر انشاء صیغه وقف، عین موقوفه را هم تحویل موقوف علیهم یا متولّى شرعى وقف داده و به آنان منتقل نموده است، وقف مذکور محکوم به صحّت‏ ولزوم است.

س ۲۰۶۳: زمینى به اداره بهداشت هدیه شده تا بیمارستان یا مرکز بهداشتى در آن ساخته شود ولى مسئولین اداره بهداشت تاکنون اقدام به ساخت بیمارستان یا مرکز بهداشتى در آن نکرده‏اند، آیا جایز است واقف زمین را پس بگیرد؟ و آیا مجرّد تسلیم زمین به مسئولین اداره بهداشت براى تحقق وقفیت، کافى است یا آنکه ساخت ساختمان در آن هم شرط است؟

ج: اگر تحویل زمین توسط مالک به مسئولین اداره بهداشت بعد از انشاء وقف به وجه شرعى، به عنوان تسلیم به متولّیان شرعى وقف باشد، حق رجوع و پس گرفتن آن را ندارد، ولى اگر یکى از دو امر مذکور تحقق پیدا نکند حق دارد زمین خود را از آنان پس بگیرد.

س ۲۰۶۴: زمینى وجود دارد که مالکش آن را در حضور عالم منطقه و دو نفر شاهد عادل براى ساختن مسجد وقف کرده است و بعد از مدتى اشخاصى بر آن تسلط پیدا کرده و خانه‏هاى مسکونى در آن بنا نموده‏اند، وظیفه آن اشخاص و متولّى چیست؟

ج: اگر بعد از انشاء وقف زمین، قبض عین موقوفه با اذن واقف تحقّق پیدا کرده باشد، همه احکام وقف بر آن مترتّب مى‏شود و ساخت خانه‏هاى مسکونى توسط دیگران در آن براى خودشان غصب است و بر آنان واجب است ساختمان خود را
از بین ببرند و زمین را تخلیه کنند و به متولّى شرعى آن تحویل دهند و درغیر این صورت زمین بر ملک مالک شرعى آن باقى و تصرّفات دیگران در آن متوقف بر اجازه مالک است.

س ۲۰۶۵: شخصى زمینى را هشتاد سال پیش خریده و بعد از وفات او، ورثه‏اش چندین معامله روى آن انجام داده‏اند و خریدارانى که این زمین را از مشترى اول خریده‏اند همگى فوت کرده‏اند و در نتیجه زمین در اختیار ورثه آنان قرار گرفته است و گروه اخیر حدود چهل سال است که زمین را به‌طور رسمى به نام خود کرده‏اند و بعد از گرفتن سند رسمى مالکیت، خانه‏هاى مسکونى براى خود در آن ساخته‏اند و اکنون یکى از افراد ادّعا مى‏کند که این زمین وقف بر اولاد مالک بوده و آنان حق فروش آن را نداشته‏اند، حال با توجّه به اینکه در طول هشتاد سال کسى چنین ادعایى نکرده و سند مکتوبى که دلالت بر وقفیّت بکند هم وجود ندارد و کسى هم شهادت به آن نداده است، مالکان فعلى چه تکلیفى دارند؟

ج: تا زمانى که مدّعى وقفیّت و مدّعى عدم جواز بیع، ادعاى خود را به طریق معتبرى ثابت نکرده، حکم به صحّت‏ معاملاتى که روى زمین واقع شده است و همچنین حکم به ملکیت آن براى افرادى که فعلاً نسبت به زمین ذوالید و متصرّف در آن هستند، مى‏شود.

س ۲۰۶۶: زمین موقوفه‏اى وجود دارد که داراى سه قنات است و شهردارى به علت خشکسالى مستمر چند ساله، دو عدد از قناتها را براى تأمین آب آشامیدنى مردم منطقه اجاره کرده است و آب قنات سوم که وقف طلاب منطقه و فرزندان واقف بوده به زمین فرو رفته و خشک شده و در نتیجه زمین‌هایى که با آب آن آبیارى مى‏شدند تبدیل به زمین‌هاى بایر شده‏اند و درحال حاضر سازمان زمین شهرى ادعا مى‏کند که این زمین‌ها موات هستند، آیا این زمین‌ها به علت اینکه چندین سال کشت و زرع نشده‏اند ملحق به موات هستند؟

ج: زمین موقوفه با ترک کشت و زرع آن به مدّت چندین سال، از وقفیّت خارج نمى‏شود.

س ۲۰۶۷: زمین‌هاى موقوفه‏اى وجود دارد که وقف حرم مقدس رضوى(علیه‌السلام) هستند و در حریم بعضى از این املاک مراتع و جنگل نیز وجود دارد، ولى بعضى از نهادهاى مسئول با استناد به مقررات قانونى مربوط مراتع و جنگلها حکم انفال را بر این جنگلها و مراتع جارى کرده‏اند، آیا مراتع و جنگلهاى واقع در حریم املاک موقوفه مانند سایر زمین‌هاى واقع در حریم آنها داراى احکام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفیّت شود؟

ج: مراتع و جنگلهاى واقع در جوار اراضى موقوفه در صورتى که جزء حریم آنها شمرده شوند، در حکم موقوفه و تابع آن هستند و حکم انفال و املاک عمومى در مورد آنها جارى نمى‏شود و مرجع تشخیص حریم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادى است که در این امر متخصّص هستند.

س ۲۰۶۸: چند زمین از چهل سال پیش براى ساخت خانه جهت سرپرستى و نگهدارى ایتام وقف شده‏اند و عمل به این وقف از آن زمان تاکنون استمرار داشته است و متولّى معیّنى هم دارد که مورد تأیید اداره اوقاف است، ولى اخیراً سند عادى ارائه شده که ادّعا مى‏شود که از سند قدیمى استنساخ شده است و در آن تصریح شده که این زمین‌ها از سیصد سال پیش تاکنون وقف شده‏اند، با توجّه به عدم وجود سند اصلى وقف که ادعا مى‏شود قدیمى‏تر است و با توجّه به اینکه نسخه موجود ناقص است و در آن متولّى‏تعیین نشده و سابقه عمل به وقف هم نسبت به آنها وجود ندارد، به‌خصوص که ذوالید و تصرّف‏کنندگان هم منکر این ادّعا هستند و اشتهار به وقفیّت قبلى مورد ادّعا هم وجود ندارد، آیا این سند مى‏تواند مانع از عمل به وقف جدید در جهتى که اکنون به آن براى سرپرستى و نگهدارى و اسکان ایتام عمل مى‏شود باشد؟

ج: مجرّد سند وقف اعم از اینکه اصلى باشد یا از روى آن استنساخ شده باشد، حجت شرعى بر وقف نیست، در نتیجه تا وقف قبلى با حجت معتبر ثابت نشود، وقف جدیدى که در حال حاضر به آن عمل مى‏شود، محکوم به صحّت‏ و نفوذ و جواز عمل است.

س ۲۰۶۹: مردى زمینى را براى ساخت حسینیه سید الشهدا(علیه‌السلام) وقف کرده ولى زمین مزبور تبدیل به راه عمومى روستا شده است و درحال حاضر از کل زمین حسینیه تقریباً چهل و دو متر مربع باقى مانده است، این زمین چه حکمى دارد؟ آیا جایز است واقف آن را به ملکیت خود برگرداند؟

ج: اگر این کار بعد از انشاء وقف بر وجه شرعى و تحویل موقوفه به متولّى آن یا جهت وقف صورت گرفته باشد، آن مساحت باقى‌مانده از وقف بر وقفیّت باقى مى‏ماند و جایز نیست واقف نسبت به آن رجوع کند و در غیر این صورت بر ملکیّت او باقى است و اختیار آن با اوست.

س ۲۰۷۰: آیا جایز است بعضى از ورثه که در ترکه سهم دارند، همه آن را وقف کنند؟ و آیا اجراى صیغه وقف به نام آن عدّه صحیح است؟

ج: وقف ایشان فقط در سهم خودشان از ترکه صحیح است، ولى نسبت به سهام سایر ورثه فضولى و متوقف بر اجازه آنان است.

س ۲۰۷۱: شخصى زمینى را بر اولاد ذکورش وقف کرده و بعد از وفات او اداره ثبت اوقاف بدون اطلاع از کیفیت آن اقدام به ثبت زمین مذکور به نام فرزندان ذکور و اناث نموده، آیا این کار موجب مشارکت اولاد اناث با اولاد ذکور در انتفاع از این زمین مى‏شود؟

ج: مجرّد ثبت زمین مذکور به نام اولاد اناث، توسط اداره اوقاف موجب مشارکت آنان با اولاد ذکور در وقف نمى‏شود، در نتیجه اگر ثابت شود که زمین وقف بر خصوص اولاد ذکور است، فقط مختص آنان خواهد بود.

س ۲۰۷۲: ملکى وجود دارد که در مسیر نهر آب واقع شده و صد سال پیش وقف عام شده است و بنا بر قانون ابطال بیع زمین‌هاى موقوفه، سند رسمى براى آن به عنوان وقف صادر شده است، ولى در حال حاضر این ملک براى استخراج سنگهاى معدنى مورد استفاده دولت است، آیا الآن جزء انفال محسوب مى‏شود یا آنکه وقف است؟

ج: اگر اصل وقف بودن آن بر وجه شرعى ثابت شود جایز نیست شخص یا دولت آن را به مالکیّت خود در آورد، بلکه بر وقفیّت باقى مى‏ماند و همه احکام وقف بر آن مترتّب مى‏شود.

س ۲۰۷۳: در ساختمان یک مرکز آموزشى اطاقى وجود دارد که در حال حاضر از آن به‏عنوان آزمایشگاه آموزشى استفاده مى‏شود و زمین آن جزء قبرستان مجاور است که در سالهاى قبل از قبرستان جدا شده است، باتوجّه به اینکه قبرستان مجاور هنوز مورد استفاده قرار مى‏گیرد، معلّمان و دانش‏آموزانى که در آن آزمایشگاه نماز مى‏خوانند چه تکلیفى دارند؟

ج: تا زمانى که ثابت نشود که زمین آزمایشگاه براى دفن اموات وقف شده، نماز خواندن و سایر تصرّفات در آن اشکال ندارد، ولى اگر با دلیل معتبرى ثابت شود که فقط براى دفن اموات در آن، وقف شده، واجب است به حالت قبلى خود برگشت داده شده و براى دفن اموات تخلیه شود و تأسیسات ساخته شده در آن محکوم به غصب مى‏باشد.

س ۲۰۷۴: دو مغازه مجاور هم وجود دارند که هر یک موقوفه مستقلى از حیث واقف و مصرف هستند و هر کدام مفروز و منفصل از دیگرى است، آیا مستأجر آن دو مغازه حق دارد از یکى از آن دو دربى به دیگرى و یا به محل عبور خاص آن باز کند؟

ج: انتفاع از وقف و تصرّف در آن هرچند به مصلحت وقف دیگر باشد واجب است طبق شرایط وقف و با اجازه متولّى صورت بگیرد و مستأجر هر یک از آن دو مغازه وقفى مجاور هم، حق ندارد به عنوان اینکه مغازه دیگر هم وقف است با بازکردن درب از یکى به دیگرى و قراردادن راه از آن به مغازه دیگر، در وقف تصرّف کند.

س ۲۰۷۵: باتوجّه به اینکه کتابهاى نفیس موجود در بعضى از مراکز و خانه‏ها در معرض تلف شدن بوده و نگهدارى آنها مشکل است، عدّه‏اى پیشنهاد داده‏اند که قسمتى از کتابخانه مرکزى شهر در اختیار این مراکز قرار بگیرد تا کتابها با حفظ وقفیّت آنها به همان صورتى که در مکان اول بوده‏اند، به آن بخش منتقل شوند، آیا این کار جایز است؟

ج: اگر ثابت شود که انتفاع از آن کتابهاى وقفى نفیس مشروط به استفاده در مکان خاصى است، تا زمانى که رعایت آن با حفظ کتابها از ضایع شدن و تلف ممکن باشد، انتقال آنها از آن مکان خاص به محل دیگر جایز نیست و در غیر این صورت بیرون بردن آنها از آن مکان به مکانى که اطمینان به حفظ کتابها در آنجا وجود دارد، بدون اشکال است.

س ۲۰۷۶: زمینى وجود دارد که فقط قابلیت استفاده به عنوان مرتع را دارد و صاحبش آن را براى اماکن مقدس وقف کرده است و متولّى آن هم قسمتى از آن را به چند نفر اجاره داده و مستأجرها هم به تدریج اقدام به ساخت مسکن و مکان‌هایى براى معیشت خود در قسمتهایى از آن که قابل مرتع بودن نیست، نموده‏اند و همچنین قسمتهاى مناسب زراعت را تبدیل به زمین زراعى و باغ کرده‏اند، اولا: با توجّه به اینکه مرتع طبیعى از انفال و اموال عمومى است، آیا وقف آن صحیح است و در حال

حاضر حکم به وقف بودن آن مى‏شود؟ و ثانیاً: با توجّه به اینکه بر اثر کار مستأجرین در مرتع تغییرات و اصلاحاتى صورت گرفته و در نتیجه مرغوب‏تر از قبل شده چه مقدار اجرت باید پرداخت شود؟ و ثالثاً: با توجّه به اینکه زمین‌هاى زراعى و باغها بر اثر فعالیت مستأجرین احیاء و ایجاد شده‏اند، این قبیل زمین‌ها چگونه اجاره داده مى‏شوند؟ آیا مبلغ اجاره آنها به مقدار اجاره مرتع باید پرداخت شود یا به مقدار اجاره مزرعه و باغ؟

ج: بعد از ثبوت اصل وقف، تا زمانى که ثابت نشده که زمین‌هاى مرتع در هنگام وقف از انفال بوده و ملک شرعى واقف نبوده‏اند، وقف آنها از نظر شرعى محکوم به صحّت‏ است و با اقدام مستأجرین به تبدیل آنها به مزرعه و باغ و منازل مسکونى، از وقفیت خارج نمى‏شوند، بلکه در صورتى که تصرّفات آنها در زمین وقفى بعد از اجاره کردن آن از متولّى شرعى باشد، بر آنان واجب است اجاره آن زمین‌ها را طبق آنچه در عقد اجاره معیّن شده به متولّى شرعى بپردازند تا آن را در جهت وقف مصرف نماید، ولى اگر تصرّف آنها در آن زمین‌ها بدون اجاره قبلى از متولّى شرعى باشد، بر آنان واجب است اجرت‏المثل قیمت عادله مدّت تصرّف را بپردازند و اما اگر ثابت شود که آن زمین‌ها در هنگام وقف، بالاصاله از زمین‌هاى موات و انفال بوده‏اند و ملک شرعى واقف نبوده‏اند، وقف آنها شرعاً باطل است و آن مقدارى را که متصرّفان طبق قانون و مقرّرات احیا کرده و تبدیل به مزرعه و باغ و منزل مسکونى و غیره براى خودشان نموده‏اند، براى خود آنان است و قسمتهاى دیگر زمین که به حالت قبلى خود باقى مانده و همیشه موات بوده‏اند، جزء ثروتهاى طبیعى و انفال هستند و اختیار آنها با دولت اسلامى است.

س ۲۰۷۷: زنى که فقط مالک سدس ملک مشاعى است که بین او و سایر زارعین مشترک است، همه آن ملک را وقف کرده و همین باعث بروز مشکلات زیادى براى اهالى به سبب دخالت اداره اوقاف شده است، به‌طور مثال اداره اوقاف از صدور سند مالکیت براى خانه‏هاى اهالى جلوگیرى مى‏کند، آیا این وقف در تمام ملک مشاع نافذ است یا فقط در سهم او؟ و بر فرض اینکه وقف فقط در سهم او صحیح باشد، آیا وقف زمین مشاع قبل از تقسیم صحیح است؟ و اگر وقف سهم مشاع قبل از تفکیک آن صحیح باشد، سایر شرکا چه تکلیفى دارند؟

ج: وقف سهم ملک مشاع هرچند قبل از تفکیک باشد، شرعاً اشکال ندارد به شرطى که در جهت وقف هرچند بعد از تفکیک و تقسیم قابل انتفاع باشد، ولى وقف تمام ملک توسط کسى که فقط مالک قسمتى از آن است، نسبت به سهم سایر شرکا فضولى و باطل است و شرکا حق دارند خواهان تقسیم ملک براى تفکیک املاک خود از وقف شوند.

س ۲۰۷۸: آیا عدول از شروط وقف جایز است؟ و در صورت جواز، حدود آن کدام است؟ و آیا طولانى شدن زمان، بر عمل به شروط وقف تأثیر مى‏گذارد؟

ج: تخلّف از شروط صحیحى که واقف در عقد وقف شرط کرده جایز نیست مگر آنکه عمل به آن غیر مقدور یا حرجى باشد و گذشت زمان تأثیرى در آن ندارد.

س ۲۰۷۹: در بعضى از زمین‌هاى وقفى نهرها یا مسیل‌هایى وجود دارد که سنگریزه‏ها و سنگهاى معدنى در آنها یافت مى‏شود، آیا این سنگریزه‏ها و سنگهاى موجود در آنها که در ملک موقوفه واقع شده‏اند، تابع وقف هستند؟

ج: نهرهاى بزرگ عمومى و همچنین مسیل‏هاى عمومى که در مجاورت زمین‌هاى وقفى هستند و یا از داخل آنها عبور مى‏کنند، جزء وقف نیستند مگر آن مقدارى از آنها که از نظر عرف، حریم موقوفه محسوب مى‏شوند، در نتیجه با آن مقدار همانند وقف رفتار مى‏شود، ولى درنهرهاى کوچکى که موقوفه هستند واجب است نسبت به سنگریزه‏ها و سنگهاى معدنى و غیره مانند وقف رفتار شود.

س ۲۰۸۰: مدرسه علوم دینیه‏اى بر اثر قدمت ساختمان و نفوذ رطوبت در آن از قابلیت انتفاع خارج شده و درآمدهاى املاک آن جمع‏آورى و به عنوان امانت در بانک گذاشته شده است و اکنون قصد داریم که مدرسه را با آن درآمدها تجدید بنا کنیم، ولى مدّت زیادى طول مى‏کشد تا پروانه ساختمان را بگیریم و اموال مزبور را براى تجدید بناى مدرسه مصرف کنیم، آیا جایز است در خلال این مدّت اموال مربوط به وقف را در یکى از بانکها به‌صورت سرمایه گذارى بگذاریم و طبق معاملات متعارف بانکى درصدى سود به نفع وقف دریافت کنیم؟

ج: آنچه شرعاً بر متولّى شرعى وقف در رابطه با درآمدهاى آن واجب است، فقط مصرف آنها در جهت وقف است، ولى اگر مصرف درآمدها در جهت وقف براى او ممکن نباشد مگر آنکه مدّت زمانى بگذرد و حفظ آن اموال تا زمان امکان مصرف
آنها براى وقف با سپردن به بانک ممکن باشد و گذاشتن آنها در حساب پس‏انداز موجب تأخیر در مصرف بموقع آن اموال در وقف نشود، سپردن آنها به بانک و استفاده از سود آنها در جهت مصلحت وقف در ضمن یکى از عقود شرعى اشکال ندارد.

س ۲۰۸۱: آیا جایز است زمین موقوفه‏اى که مسلمان براى مسلمانان وقف کرده است به غیر مسلمان اجاره داده شود؟

ج: اگر وقف زمین به‌صورت وقف منفعت باشد اجاره دادن آن به غیر مسلمان در صورتى که منفعت وقف با آن محفوظ بماند، اشکال ندارد.

س ۲۰۸۲: چند ماه قبل یکى از علما در زمین موقوفه‏اى با اجازه وقف‏کنندگان آن دفن شده است و در حال حاضر عدّه‏اى به این کار اعتراض دارند و ادعا مى‏کنند که دفن در زمین موقوفه جایز نیست، این مسأله چه حکمى دارد؟ و بر فرض عدم جواز، آیا اشکال با پرداخت مبلغى به عنوان عوض زمین موقوفه‏اى که آن عالم در آن دفن شده، برطرف مى‏شود؟

ج: اگر دفن میت در زمین موقوفه منافى با جهت وقف نباشد، اشکال ندارد، ولى اگر دفن او منافى با جهت وقف باشد جایز نیست و اگر شخصى در چنین زمین موقوفه‏اى دفن شود، احوط این است که تا بدن او متلاشى نشده نبش قبر شود و در مکان دیگر دفن گردد، مگر آنکه نبش قبر، حرجى بوده و یا موجب اهانت و هتک مؤمن شود و به هر حال، اشکال با پرداخت مال یا زمین به عنوان عوض زمین موقوفه برطرف نمى‏شود.

س ۲۰۸۳: اگر ملکى وقف بر اولاد ذکور نسلاً بعد از نسلٍ شده باشد، آیا اگر موقوف علیهم به هر دلیلى از حقوق خود صرفنظر کنند، وقف زائل مى‏شود؟ و در صورتى که موقوف علیهم موجود در طبقه قبل از حقوق خود صرفنظر کنند، طبقات بعدى چه تکلیفى دارند؟ و همچنین متولّى شرعى املاک موقوفه در چنین حالتى نسبت به حقوق بطن‏هاى بعدى چه تکلیفى دارد؟

ج: وقفیت با صرف نظر کردن موقوف علیهم از حقوق خود زائل نمى‏شود و صرف نظر کردن نسل قبلى از حق خود نسبت به موقوفه، تأثیرى در حق نسل بعدى ندارد و وقف با آن منحل نمى‏شود، بلکه نسل بعدى حق دارد هنگامى که نوبت استفاده آنها از وقف رسید، همه حق خود را مطالبه کند، بلکه اگر در زمان نسل قبل مجوّز شرعى فروش وقف وجود داشته باشد، واجب است بعد از فروش وقف ملک دیگرى با پول آن به جاى عین موقوفه، جهت استفاده نسلهاى بعدى از آن خریدارى شود و بر متولّى وقف هم اداره و حفظ آن براى همه طبقات موقوف علیهم واجب است

س ۲۰۸۴: اگر در وقف بر ذرّیه، علم به چگونگى تقسیم منافع وقف بین موقوف علیهم نباشد، آیا در این قبیل موارد واجب است تقسیم بر اساس قانون ارث باشد یا به‌طور مساوى؟

ج: اگر در وقف بر ذرّیه معلوم نباشد که وقف بر افراد به‌طور مساوى بوده یا با رعایت تفاوت بین ذکور و اناث بر اساس قانون ارث است، حمل، بر وقف بر افراد به‌طور مساوى شده و درآمدهاى وقف هم بین ذکور و اناث در هر طبقه‏اى به‌طور مساوى تقسیم مى‏شود.

س ۲۰۸۵: چندین سال است که مصرف درآمدهاى وقف متعلّق به حوزه علمیه شهر خاصى به علت عدم امکان ارسال آنها به آن شهر ممکن نیست و تاکنون مقدار زیادى از آن درآمدها پس‏انداز شده است، آیا مصرف آنها در حوزه‏هاى علمیه واقع در شهرهاى دیگر جایز است؟ یا آنکه باید آنها را حفظ نمود تا ارسال آنها به آن شهر امکان‏پذیر شود؟

ج: وظیفه متولّى شرعى یا اداره اوقاف جمع آورى درآمدهاى وقف و مصرف آنها در جهت وقف است و در صورتى که به‌طور موقت رساندن آنها به شهرى که باید در آن مصرف شوند، ممکن نباشد، واجب است درآمدها را حفظ کرده و منتظر بمانند تا رساندن آنها به آن شهر ممکن شود البته تا جایى که منجر به تعطیلى وقف نگردد، و در صورت ناامیدى از توانایى رساندن درآمدها به آن حوزه علمیه خاص هرچند در آینده، مصرف کردن آنها در حوزه‏هاى علمیه مناطق دیگر اشکال ندارد.

منبع:آوینی

ارسال نظرات

پاسخی بگذارید

آخرین مطالب

محصولات فروشگاه